تبليغاتX
مهتاب
شب شد و بیدارم، شهر ما در خواب است دختر ماه آمد، نام او مهتاب است
 

سعی می کنم همیشه از افرادی که در پیاده رو ها تبلیغ های کاغذی به مردم می دن، تبلیغ بگیرم، کاری به درست بودن یا نبودن این نوع تبلیغ ندارم اما این تنها کاریه که می تونم برای یک ادمی که هنوز شرف داره و در جامعه ای که دزدی و فروش مواد مخدر راحت ترین و پرصرفه ترین کاره داره با یک کار آبرومند امرار معاش می کنه.

سعی می کنم هیچ وقت بی توجه از کنارشون رد نشم، طوری وانمود نکنم انگار مزاحم من شدن حتی سعی می کنم تا وقتی که در تیر رس نگاهشون هستم کاغذی رو که گرفتم دور نندازم تا اونا حس نکنن کار بی ارزشی انجام می دن، بعدش به دنبال نزدیک ترین سطل زباله می گردم هر چند گاهی پیدا کردن یک سطل زباله هم کار سختیه.

 

ارادتمند - وحید

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388ساعت 11:37  توسط وحید  | 

 

لحظه های زندگی اغلب مبتذل اند و تکراری، زود گم می شوند در درازای زمان، بی ارزش و نا چیز درست مثل آب دهانی که در دریایی بی کران انداخته باشی. اما تو اینها نبودی. تو یک خاطره ای. فراموش شدنی نیستی.

خیلی ها می آیند،مثل کبریت مدتی لحظه ها را روشن می کنند ولی سر آخر چیزی نمی ماند به جز سیاهی خمیده. راستی هیچ وقت به تو گفته بودم؟ تو خورشیدی، خاموش شدنی نیستی.

 

ارادتمند - وحید

دوستان آشنا نوشتن:

۱. شاخه با ريشه ي خود حس غريبی دارد
باغ امسال چه پاييز عجيبی دارد
غنچه کم آب شده مثل کويری تشنه
شايد از جای دگر مزرعه شيبی دارد
سيب هر سال در اين فصل شکوفا می شد
باغبان کرده فراموش که سيبی دارد

۲. چقدر زیبا بود

۳. بهل ای شکوه دریا
که ز جو کنار ایام
ننهد به باغ ما گام
سرود جویباران
چو نگاه روشنت هست
چه غم که برگ ها را
به سحرگهان نشویند
به روشنان باران
به ستاره برگ ناهید
نوشتم این غزل را
که برین رواق خاموش
به یادگار ماند
ز زبان سرخ آلاله
شنیدم این ترانه
که اگر جهان بر آب است
محبت تو باقی ست
همیشه جاودانه....

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 19:57  توسط وحید  | 

 

سکوت مشکل بزرگی است چه در سطح فرد چه یک جامعه. وقتی آدم ها یا جامعه صحبت می کنند می توانی حدس بزنی چه حادثه بدی در راه است اما وقتی سکوت حاکم شد مشخص نیست چه واقعه ای در کمین است. ای کاش همه این را می دانستند.

ارادتمند - وحید

نظرات:

۱. تا حالا توجه کردین که سکوت معمولا نشانه نارضایتیه ؛ نه علامت "رضا"؟!!

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 19:50  توسط وحید  | 

 

ما اشکالات زیادی داشتیم. من و دوستان و بسیاری از هم نسلانم. یکی از این اشکالات این بود تکرار و یکنواختی بعضی روزها ما را به ورطه تسلیم در مقابل ابتذال نمی اندازد.

من دلم یک مطلب، یک تحلیل حسابی می خواهد. آنچه این روزها کمیاب که نه بلکه نایاب است اما نباید ناامید شد و خود را به  نوشته های مبتذل عادت داد.

ارادتمند - وحید

+ نوشته شده در  شنبه دوم آبان 1388ساعت 22:6  توسط وحید  |