علیرغم اینکه یکی از دوستان برای نوشته چراغ قرمز من کامنت گذاشته بودن "کلید اسرار" که نام یک سریال ترکیه ای ضعیفه و احتمالاً منظورشون این بوده که من خالی بستم اما اون خاطره در مقابل بعضی خاطرات عجیب (که حتماً بسیاری از ما تجربه ای در این زمینه داریم) مطلب خاصی نبود و اما این هم یکی از خاطرات عجیب ولی واقعی من :
یک همسایه داشتیم که یک ژیان داشت. ژیانشم واقعاً ژیان بود: داغون و در یک کلام ماشین مش ممدلی. یک روز از ماشینش پیاده شد و در راننده رو بست اما در که به نظر خراب می رسید بسته نشد دوباره محکمتر بست اما بازهم بسته نشد در نتیجه بار سوم به شدت در ماشین رو به هم کوبید. در راننده بالاخره بسته شد اما در کمال تعجب در اونطرف باز شد. ما همه زذدیم زیر خنده (هرچند کار خوبی نبود اما بچه بودیم دیگه). همسایه ما هم که عصبانی شده بود رفت ائونطرف و دوباره به شدت در باز شده رو کوبید تا بسته بشه. اینبار وقتی بچه ها دیدن که بر اثر این حرکت در سمت راننده به طور کلی از ماشین جدا شد و افتار روی زمین همون چندتایی هم که تونسته بودن جلوی خندشون رو بگیرن مثل بمب منفجر شدن.
اگر باور ندارید برید بپرسید. طرف مستاجر قمر خانومینا بود.
ارادتمند - وحید