امروز تو لابی شرکت نشسته بودم منتظر تا مهدی ب. بیاد و با هم بریم خونه. برای اینکه حوصلم سر نره سر صحبت رو با رضا (نگهبان شرکت که دارای ملیت افغنستانی است) باز کردم.
همیشه دلم برای رضا می سوخت. چون فکر می کردم مثلاً ۲۰۰ یا ۳۰۰ تومن حقوق می گیره اونم تو کشور غریب. ازش پرسیدم: رضا اینجا چقدر حقوق می گیری؟ با سادگی ذاتی و همراه با لبخندی که معمولاً به لب داره جواب داد: با پادش ها حدود ۸۰۰ هزار تومن. من هنگ کرده بودم. گفتم شاید اشتباه می کنه به همین خاطر دوباره منظورمو درست براش توضیح دادم و اون هم گفت حقوقش به طور ثابت حدود ۷۰۰ هزار تومنه که باپاداشی که هر ۳ ماه یکبار بهش می دن حدود ۸۰۰ تومن می شه. ضمناً توضیح داد این جدای شستن روزانه یکی دو تا ماشین برای کارمندای ساختمان و یا همسایه هاست که به ازای هر شستن ۴ تا ۵ هزار تومن می گیره. با یک حساب سر انگشتی رضا ماهیانه حدود و یا شاید بالاتر از ۱ میلیون تومن حقوق داره.
دلم گرفت. به خاطر خیلی چیزا . شاید شما هم دلتون گرفته باشه ... .
رضا هیچ تخصصی نداره و ... اما این ها همه به کنار چطور باید با اون سادگیش که گاهی جلوی ما از ایران و ایرانی بد هم می گه کنار اومد؟ .
دلم گرفت.
ارادتمند - وحید
پی نوشت:
۱. مهدی ب. نوشته : "جدا نمیفهمم مشکل چیه وحید! خب ناز شستش! بیشتر میگیره. تو هم میتونی بیشتر بگیر. این غم باید فریاد باشه سر اون صاحب کاری که تو براش کار میکنی!"
۲. دوستی نوشتن: "تنها چیزی که توی این مملکت اهمیت نداره تخصصه! یه خورده به این دانشجوهایی که تازه فارغ التحصیل شدن نگاه کن... یکی از دلایلی که هیچوقت دانشگاه نرفتم همینه... چند سال مخت رو با تئوری های مسخره پر می کنن و بعدش هیچی... غصه نخور، پول که مهم نیست، مهم اینه که تو هیچوقت نمی تونی مثل رضا زندگی کنی..."